سلاله پاکان: به گزارش روابط عمومی کانون فرهنگی هنری سلاله پاکان همزمان با ایام پرفروغ عیدالزهرا سلام الله علیها و آغاز امامت حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه جلسه آشنایی و انس با نهج البلاغه در سالن اجتماعات این کانون برگزار شد

در این جلسه نورانی که با حضور جمعی از اساتید و فرهیختگان برگزار شده بود پیرامون جملاتی از خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه بحث و تبادل نطر شد. 

جناب آقای استاد محمدعلی دوراندیش در ابتدای این جلسه با بیان اینکه حسنی که این جلسه می تواند داشته باشد آن است که جلسه مباحثه و مذاکره باشد ضمن ناپسند دانستن این که کسی متکلم الوحده باشد و بقیه مخاطب باشند افزودند بحث نهج البلاغه وقتی سودمند است که دوستان،  که در حوزه متفاوت مطالعاتی هستند،  به تناسب حوزه مطالعات خودشان اظهار نظر بکنند چون هیچ کسی نمی تواند به تنهایی در مورد تمام ابعاد نهج البلاغه یا قرآن مجید اظهار نظر نماید. ای کاش این جلسه متکی به فرد نباشد. در فرهنگ دینی شخص مهم نیست بلکه آنچه مهم است اصول، ارزش ها و خطوط کلی راه است. 

این استاد دانشگاه افزودند: هنگامی که امام (ره) در اوایل انقلاب قلبشان ناراحت شده بود و یک مدتی در صدا و سیما و اینها حضور عمومی نداشتند به امام عرض کرده بودند که بیایید خودتان را نشان دهید چون رزمنده ها در جبهه دلسرد شده اند و خیلی ناراحت هستند. امام فرموده بودند مگر رزمنده ها برای من می جنگند؟ آنها برای خدا می جنگند حالا خمینی باشد یا نباشد. (نقل به مضمون) من خواهشم این است که این فکر را نه تنها در مورد این جلسه بلکه کاملا داشته باشیم که ما همگیمان یک اصول،  ارزش و آرمان هایی داریم که باید متکی به هیچ شخصی نباشد.  هرچند برخی افراد هستند که فوق العاده مهم هستند،  حالا خود من می خواهم جواب خودم را هم بدهم، می دانید که در آن روایت مشهور داریم که وقتی فقیهی فوت می کند خللی در جهان اسلام ایجاد می شود که هیچ چیز جبرانش نمی کند.  خب این حدیث مربوط به فقهای بزرگی همچون امام راحل (ره )، مرحوم شهید سید محمدباقر صدر و...  است. ما گاها افراد را اینقدر بزرگ می کنیم که حقایقی که باید دیده شود دیده نمی شود. این دیدگاه خیلی مهم است.  مثلا این جمله از امام (ره) یادتان می آید که فرمودند حفظ نظام از حفظ جان امام زمان(عج) هم بالاتر است؟ خود بیان این حرف هم شجاعت می خواهد. 

ایشان در قسمت دوم سخنان خود با بیان اینکه بخشی از خطبه ۱۸۲ پیرامون خداشناسی و معرفه الله است گوشه هایی از فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام در این خطبه که در جلسه گذشته به آن اشاره شده است را قرائت کردند. 

 لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ أَضَاءَ بِنُورِهِ کُلَّ ظَلاَمٍ وَ أَظْلَمَ بِظُلْمَتِهِ کُلَّ نُورٍ

این استاد دانشگاه با بیان ابنکه پس از آن وارد بخش تازه ای از خطبه می شویم که محتمل است دقیقا دنباله قسمت قبل نباشد و مرحوم سید بزرگوار رضی آمده باشد و آن را انتخاب کرده باشد. 

أُوصِیکُمْ عِبَادَ اَللَّهِ بِتَقْوَى اَللَّهِ اَلَّذِی أَلْبَسَکُمُ اَلرِّیَاشَ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمُ اَلْمَعَاشَ‌

ای بندگان خدا! شما را به تقوا و پرهیزگاری در برابر خداوند سفارش می کنم.  همان خدایی که لباس های فاخر را به شما پوشانید و وسایل زندگی را به فراوانی در اختیار شما قرار داد.

 استاد حاج محمدعلی دوراندیش افزودند: اوصیکم عبادالله بتقوی الله را اینقدر گفته اند و شنیده ایم که الحمدلله همگی آن را از حفظ شده ایم اما به نظر می رسد وقتی یک چیزهایی و عبارت هایی زیاد تکرار می شود انگار به نوعی مستعمل می شود.  چون عبارت عبارتی است که از امام است ما نمی توانیم قالب آن را عوض کنیم اما واقعا باید یک طوری در ذهنمان این ها را نو کنیم

ایشان با اشاره به اینکه می دانیم اولین کسی که مردم را به تقوا توصیه کرده است خود خداست افزودند ما اگر در قرآن مجید نگاه کنیم می بینیم که چندین بار همین معنا و مفهوم تقوا به کار رفته است. من نمی دانم آیا یک مقاله تحقیقی سراغ دارید که پیرامون تقوا در قرآن کار تحلیلی انجام گرفته شده باشد؟ 

ایشان با قرائت آیه ۱۸ از سوره مبارکه حشر «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» افزودند مشاهده می کنید که در این آیه ۲ مرتبه کلمه تقوا است.  خداوند می فرماید ای کسانی که ایمان آورده اید اتّقوا الله.  هرکس نگاه کند ببیند برای فردای خودش چه چیزی را دارد می فرستد یعنی ما نگاه کنیم و ببینیم که هرکاری که انجام می دهیم برای فردای خودمان چیزی را می فرستیم.  خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است. 

ایشان افزودند خبیر از خبر هست. خبیر صفت مشبهه و به معنای کسی که بسیار باخبر و آگاه است می باشد. 

استاد حاج محمدعلی دوراندیش افزودند: اگر کسی بخواهد پایان نامه بنویسد و بخواهد کارش کارستان باشد جا دارد که موضوع پایان نامه اش تقوا در قرآن یا تقوا در نهج البلاغه باشد.

ایشان با بیان اینکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم که وصیتکم التقوی یعنی وصیت شما تقواست افزودند تقوا آنقدر مهم است که بر خطیب جمعه واجب است در خطبه اول حتما مخاطب را به تقوا توصیه کند و در خطبه دوم هم احتیاطا باید از تقوا بگوید. شاید بتوان گفت که در حوزه اخلاق عملی و اخلاق اسلامی ما هیچ واژه ای مهم تر و بنیادی تر از تقوا نداسته باشیم.  اگر چه مارکسیست ها اقتصاد را زیربنا می دانند اما اگر ما در اعتقاداتمان توحید و در اعمال و رفتار یک مسلمان،  تقوا را زیربنا بدانیم شاید مبالغه نشده باشد.

ایشان پیرامون تقوا نکاتی را متذکر شدند که تقدیم می گردد :

تقوا مراتب و مدارجی دارد.

تقوا بیشتر یک مقوله قلبی است تا یک مقوله ظاهری.  یعنی ما از روی ظواهر افراد نمی توانیم قضاوت کنیم که چه کسی باتقواتر هست. 

ظاهرا یک بار رسول مکرم اسلام (ص ) ۳ بار اشاره به قلب مبارکشان کردند و فرمودند تقوا اینجا هست.

در عالم سیر و سلوک تقوا در یک درجه نیست ولی اگر کسی بخواهد در مراتب و مدارج کمالات معنوی و عالم سیر و سلوک طی بکند لازم است که تقوا داشته باشد و بدون تقوا هیچ کسی به جایی نمی رسد. 

مثال: درست مثل این است که پزشک داروهایی را برای بیماری تجویز می کند اما به او می گوید شما باید این کارها را هم نکنی و از فلان چیز و فلان چیز هم پرهیز نمایی.  اگر این شخص از داروها استفاده بکند اما از آن موارد پرهیز نکند داروها جواب نمی دهد. تقوا نیز چنین است که اگر ما بخواهیم واجبات را بجای آوریم، مستحبات را انجام دهیم و...  ولی تقوا را رعایت نکنیم انگار نتیجه ای نمی گیریم و آن بی تقوایی آن اعمال خیر را از بین می برد و تباه می کند. 

اولین و فراگیرترین گام تقوا این است که همه مردم در برابر اوامر و نواهی الهی مخالفت نکنند و هم قلبا و  هم عقلا تابع و تسلیم باشند و در عمل هم همراهی بکنند. 

تقوا مراتب بالاتری هم دارد مثلا یک مرحله از تقوا آن است که انسان از شبهات بپرهیزد.  یک موقع برای ما مسجل شده است که فلان چیز حرام است باید قطعا همه از آن بپرهیزند ولی یک موقع است که برای ما مسجل نیست که این حرام است بلکه فقط احتمال می دهیم که جایز نباشد در عالم تقوا باید از همان نیز پرهیز شود

یک مرحله بالاتر از آن هم هست که انسان حتی از لذایذ مباح نیز می پرهیزد و...  در مراحل بالاتر طرف تمام وجودش غرق در  یاد حق می شود و چیزی جز خدا نمی بیند. به قول مولوی: غرق حق خواهد که باشد غرق تر

انسان باید از هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل می کند پرهیز کند. 

ما باید ان شاءالله مراحل ابتدایی تقوا را شروع کنیم و خداوند به ما توفیق  قدم های بعدی را هم می دهد. 

آیت الله بهجت می فرمودند شما به آن چیزهایی که بلد هستید عمل کنید ان شاءالله خداوند بقیه اش را هم به شما یاد می دهد. 

اکثر آنهایی که متدین هستند برآمده از خانواده های متدین هستند یعنی یا پدر، یا مادر، یا هردو  آدم های درست و حسابی بوده اند.  

واقعیت امر این است که موقعیت های فراتر از خانه، فقط می توانند همراهی و حمایت کنند و راه را هموار و تسهیل نمایند و به ندرت می توانند تحول و تغییر اصولی ایجاد کنند.  

همه ما باید برای پدران و مادران و اجداد خودمان چه آن هایی که زنده هستند چه آن هایی که درگذشته اند طلب رحمت و مغفرت کنیم چرا که ما واقعا بایدخیلی خودمان را مدیون آنان بدانیم و ممنونشان باشیم.

استاد دوراندیش همچنین در مبحث تقوا به ایام انتخابات اشاره ای کردند و نکاتی را متذکرشدند و افزودند به نظرم می رسد مخصوصا در این ایام که ایام انتخابات است ما بیش از پیش، هم در موافقت هایمان و هم در مخالفت هایمان، به تاکید و تکیه بر تقوا نیاز داریم . اگر بتوانیم در مخالفت هایمان محاسن طرف مقابل را ببینیم در نتیجه عیوب خودمان را تشخیص می دهیم و کم کاری خودمان را در آن حوزه بهتر می توانیم بیابیم. ما حتی در کارهای تشکیلاتی، گروهی، هم هرچه بهتر عیوب خودمان و حسن مخالف را ببینیم بهتر متوجه می شویم که باید در فلان حوزه، بهتر کار کنیم.  

ایشان افزودند مثلا وقتی می بینیم رقیب ما در حوزه انتخابات، روابط عمومی اش قوی تر است و ما مثلا در این قضیه کمیتمان لنگ است خب باید بیاییم و در این ققضیه کار کنیم. 

با توجه به سنت حسنه ای که در این جلسات حکمفرماست اعضای محترم جلسه نیز در بحث تقوا نکاتی متذکر شدند که به برخی از فرمایشات اشاره می کنیم:

اقای دکتر غلامرضا صابر به جواب علامه طباطبایی به سوال علامه امینی پیرامون راه های حضور قلب در نماز اشاره کردند و افزودند طبق نظر علامه طباطبایی راه آن مراقبه مراقبه مراقبه،  مشارطه مشارطه مشارطه،  محاسبه محاسبه محاسبه است.

آقای دکتر سعید حضوری با بیان اینکه ما در مورد تقوا و ویژگی های متقین آگاهی داریم و به هرکه تقوا داشته باشد خوش به حالش می گوییم افزودند ما باید راه های حصول تقوا را هم جستجو کنیم.  در مورد بیماری دو گزینه موجود است یکی پیشگیری و دیگری درمان.  

ایشان افزودند تا انسان آلوده نشده است باید مثلا در جاهایی که تقوا رعایت نمی شود نرود، با دوستانی که تقوا ندارند همنشینی نداشته باشد. کتاب هایی که از انسان تقوا را می گیرد مطالعه نکند، از فیلم ها، صداها و... که تقوا را کمرنگ می کند دوری کند. اما اگر انسانی آلوده شد باید برود و بی تقوایی خود را درمان بکند. درمان بی تقوایی از طریق انجام عبادات، ذکر ها و...  امکان پذیر است.  انسان باید در این دو زمینه پیشگیری و درمان کار کند و به نظر می رسد که پیشگیری مهمتر است.

ایشان افزودند در امروزه که ارتباطات گسترده تر شده است یکی از آفات این گسترش ارتباطات آن است که انسان کم کم بی دین می شود. چون در ارتباطات زیاد، حضور افراد متقی کمرنگ است در نتیجه حضور افراد بی تقوا بیشتر است. لذا انسان باید پیشگیری کند و تقوا هم یعنی پیشگیری. 

استاد حاج محمدعلی دوراندیش در ادامه جلسه نهج البلاغه با اشاره به «الذی البسکم الریاش» همان خدایی که لباس های فاخر را بر شما پوشانید افزودند که سوالی که ممکن است مطرح شود این است که چه تناسبی بین تقوا و لباس وجود دارد؟ 

ایشان افزودند: شاید بشود گفت که بین تقوا و لباس تناسبی هست چنانچه در دعای مکارم الاخلاق این عبارت را داریم که «البسنی بزینه المتقین فی بسط العدل و کظم الغیظ و...» . خدایا زینت متقین را به من بپوشان.  حضرت امام سجاد علیه السلام نیز تقوا را به نوعی لباس تشبیه کرده است و در قرآن کریم نیز داریم که لباس التقوی ذلک خیر. 

این استاد دانشگاه افزودند: معمولا لباس ۳ تا کارکرد دارد:

اول اینکه لباس عیب پوش است .

دوم اینکه لباس انسان را در برابر سرما، گرما و... محافظت می کند.

سوم اینکه لباس برای انسان زینت است. 

تقوا هم این ۳ کارکرد را می تواند داشته باشد:

اول اینکه تقوا می تواند عیب پوش ما باشد. 

دوم اینکه همانگونه که ما باید از تقوا محافظت کنیم تقوا هم ما را محافظت می کند (کارکردی دوسویه دارد)

سوم هم اینکه تقوا زینت ما می شود. 

حاج محمدعلی دوراندیش با بیان اینکه ریش در زبان عربی به معنی پرِ کبوتر است افزودند ریش مجازاً در اینجا به معنای آن لباسی است که انسان را می پوشاند. 

ایشان با بیان اینکه اگر پرِ کبوتر بریزد قیافه اش خیلی زشت و ناپسند می شود افزودند اهل شرق و ما مسلمان ها معمولا اهل پوشش هستیم و در غرب، که آقای حداد عادل در کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی به آن اشاره کرده است،  بیشتر دوست دارند که بدن را نمایش بدهند. حتی در هنرهایی که از قرون وسطی است معمولا این کار را می کنند که بدن ها را نشان می دهند. ما فارغ از مسائل مذهبی بلکه از سر مسائل فرهنگی بیشتر میل به پوشیدن داریم. البته منطقه جغرافیایی هم در نوع پوشش اثر دارد. 

 و اسبغ علیکم المعاش 

وسایل زندگانی شما را به فراوانی در اختیار شما گذاشتیم. 

دکتر حاج عبدالمجید رحمانیان افزودند که حضرت علی علیه السلام می خواهد بگوید که تقوای شما به شکرانه کارهایی است که خدا برای شما کرده است. 

ایشان همچنین در پایان جلسه دو سوال مطرح کردند و از همگان خواستند که نسبت به آن تحقیق نمایند :

اول: آیا واژه تقوا یا اصطلاح اتّقوا الله قبل از حضور وحی هم سابقه دارد و در زبان رایج مردم به کار می رفته است یا خیر ؟

دوم: حضرت علی علیه السلام می فرماید که ای بنی آدم حواستان باشد که شیطان شما را به فتنه نیندازد و گول نزند . شیطان پدر و مادر شما، حضرت آدم و حوا، را فریب داد و لباس را از تنشان کَند و زشتی هایشان پدیدار شد و طوری شد که خودشان را با برگ درخت پوشاندند. حالا سوال این است که چرا هیچ وقت این بحث حجاب و پوشش حل نمی شود؟ چرا در جامعه ما که جامعه اسلامی است وضع حجاب اینگونه است ؟ در جهرم ما روز به روز وضع حجاب دارد ضعیف تر می شود، و همانگونه که حاج آقا دژکام امام جمعه محترم بارها در خطبه نماز جمعه اشاره کرده اند، این یک واقعیت است مگر اینکه ما بخواهیم خودمان را گول بزنیم. روز به روز وضع بدحجابی دارد مبتذل تر می شود . راهکار عملی شما اندیشمندان و فرهیختگان برای حجاب چیست؟

 

کانون فرهنگی هنری سلاله پاکان

 

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

 


برچسب‌ها: برگزاری جلسه آشنایی و انس با نهج البلاغه در سالن ا, محمد علی دوراندیش سعید حضوری غلامرضا صابر, حاج عبدالمجید رحمانیان

تاريخ : چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴ | 23:45 | نویسنده : کانون فرهنگی سلاله پاکان شهرستان جهرم |