
هوای تشنه لبی
به اتفاق خودم راهی جنوب شدم
به پای داغ ِ تو، همصحبت غروب شدم
هوا هوای گرفته، هوای تشنه لبی است
برهنه گر نکنم پا، کمال بی ادبی است
دوباره آمده ام تا بمیرم و بروم
مسیر ِ خون کسی را بگیرم و بروم
دوباره خاطره های تو را بغل کردم
گلاب و گریه در آن خاطرات حل کردم
نشسته ام به تماشای آسمان بر خاک
به احترام تو برروی زانوان بر خاک
دوباره بقچه ی بغضی گشوده ام در پیش
دَم غروب، سر ِ گفتن اذان برخاک
چقدر خسته براین دشت ِ تشنه چنگ زدم
که شاید ازتو بیابم کمی نشان بر خاک
هنوز دلخوش خاکم که گفته اند در آن
به احتمال قوی مُشتی استخوان بر خاک...
گذر ز پیرهن و چفیه ی تو داشته است
صبور ناله ی بادی ترانه خوان بر خاک
رسیده باد که بر شامه ام تو را بدمد
میان این ریه ها یک نفس هوا بدمد
دلم پر است، پر از شعر و استعاره و زخم
چو آسمان ِ شب آذین به گل ستاره و زخم
شب مقابله در شط خون به یادم هست
وعشقبازی دل در جنون به یادم هست
شب، آن شبی که سراپای عقل می لرزید
زمان به ساعت شرعی عشق می چرخید
شب، آن شبی که حماسه هوای طوفان داشت
و درد با دل ما گفته های پنهان داشت
مرا رها نکن ای شعر تازه! ای غم عشق!
مرا ببر به تب و تاب یک محرّم عشق
برا ی من که سفر واژه ی غریبی نیست
سکون ِ روح مرا غیرغم، نصیبی نیست
دوباره بقچه ی دل رو براه خواهم کرد
و راه ِ رفته ی خود را نگاه خواهم کرد
سلام خاطره ها ! عشق نوجوانی من !
امید ِ پر زدن از پشت نوحه خوانی من !
بیا ز باغ شهیدان ما بکن گذری
" ارادتی بنما تا سعادتی ببری "
چقدر چهره ی مردان ِ مرد دیدنی است
صدا ی منتشر ِ زخمشان شنیدنی است
دوباره رایحه ی کربلا و سرخی سیب
دوباره یکصد و پنجاه و چند یار غریب
کشیده ام به دلم بند بند ِ خاطره را
مرور یکصد و پنجاه و چند خاطره را
غروب، خیمه به اندوه قلب من زده است
چه نام های قشنگی به یادم آمده است
" پرندآور" و "پرخید" و "پرنیان" ، " اکوان"
"صدوق" و "صابر" و "عبد الکریم حق گویان"
"جلیل اسمی" و"عباسزاده" ، "قائمیان"
"شهید مهدی جامع" ، "شهید روغنیان"
شهادت "بهمن زادگان" و "فرقانی"
شهید "منفرد" آن شیرمرد عرفانی
به نام نامی شان آسمان شود شعرم
شهید ِغیرت ِ "دهقانیان" شود شعرم
به یاد "بهمنی" امشب ترانه می خوانم
در اوج خلسه ی روحم، در اوج عرفانم
به یاد دارم "کشکوئی" و "ندیمی" را
و خنده های دم رفتن "رحیمی" را
به یاد "قنبری" امشب ترانه خوان هستم
به یاد چفیه ی در باد ِ "مهربان" هستم
هنوز قامت "مسکین نیا " به یادم هست
نمازهای شب بچه ها به یادم هست
پراست ذهن من از آن همه صفا، خوبی
پر از طهارت ِ روح "شهید محبوبی"
شکفته در نفسم عطر و بوی "چارستاد"
که در شلمچه قد سرو ِ او به خاک افتاد
دوباره نام شهید از لبم شده جاری
وزیده عطر"عطازادگان " و " ابراری"
شهید لحظه ی اعزام "پارسا " هستم
مرید ِ راه شهیدان کربلا هستم
بیا و تازه کن آن خلسه های مجنون کیش
به یاد چفیه ی خون روی دوش " دور اندیش"
عجیب شور شب حمله است توی سرم
مرید زخم "مصلی نژاد" و "کارگر" م
"بهادری" و "مصفا " ، "مقرب" و "قزلی"
برادران "محبی" محبّ ِ آل علی (ع)
"صلاح" و "رمزی" و "رحمانیان" و "روغنیان"
"شکوفه فرد" و "عفافت"، شهید "زارعیان"
چقدر از سرم عاشق شدن نخواهد رفت
شهید "ناطقی" از ذهن من نخواهد رفت
دلم، رها به ضریحی غریب می بندم
پر از نماز شب "جعفر فرجمند" م
پُر از رشادت ِ "غفارزاده" سرمستم
جنون، مهار دلم را گرفته از دستم
به یاد غربت والفجر "راهپیما " یم
به یاد "کاتبی" آن سر به راه مولایم
شهادت "جعفرزادگان" مقدر بود
همان شهید، که نام آوری دلاور بود
حماسه ای ست حسینی، رشادتی کامل
مرور خاطره های شهید "خرّمدل"
به یاد رجعت گل های سرخ آلاله
شهید "مطرح" و"شاپوریان" و "پرگاله"
صدای سوز دعای شب " علی اکبر "
هوای سینه ی لبریزاز غم "سرور"
هوای فکه، شلمچه هوای قایق وهور
هوای رزم "نکوئی" هوای "شعبانپور"
درون سینه ام امشب غبار و طوفان است
و یاد "نادری" و شورش " درافشان " است
به یاد خاک پُر از خون، هوای در گیری
ورزم صاعقه وار ِ شهید "اکسیری"
دلی به دشت زدم تا به عاشقان برسم
به شروه خوانی داغ "ابوئیان" برسم
دوباره از تب "دُرهرج" و درد رد بشوم
که رسم رفتن ِ مردانه را بلد بشوم
که تا همیشه فدایی راه دین باشم
و دلسپرده ی آیین "بهنشین" باشم
دوباره شب شده تا درد، بال و پر بکشد
و جرعه ای "فرحی" جام عشق سر بکشد
به یاد "عسکری" ، "عباسی" و "فرهمند"م
به نامشان به تبرک دخیل می بندم
"ربیعی" و "هنری" ، "پیلتن" و "خادم پیر"
حماسه ساز مسلم، دلاوران دلیر
"رضائیان"،"صابر" و "قرائتی"،"ممتاز"
مسافران به جا مانده از خط پرواز
که کوله بار سفر بسته، چون "قناعتیان"
شهید رنج مداوم ، "علی زارعیان"
شهید "تجربه"، "روحانیان" و "بهروزی"
شهید عرصه ی آزادگی، ستم سوزی
به یاد خنده شان محو آسمان شده ام
نفس بریده در اندوه "باغبان" شده ام
دوباره مست ِ غرور از تو یاد خواهم کرد
و یاد از غم "قاسم نژاد" خواهم کرد
اگر چه یاد شهیدان غمین وشیرین است
برای شانه ام این بارغصه سنگین است
به یاد آوری نامشان چه مغرورم
صدای منتشر ناله های "مزدور"م
و داغ اوکه به قلب پدر تکامل داشت
به مادرش که نفس در نفس تحمل داشت
هر آنکه عشق بداند مدام در خطر است
دلش به داغ عزیزی همیشه شعله ور است
به یاد آن پدر پیر ِ عشق که با صبر
گذاشت نعش ِ جوانش به دست خود در قبر
به یاد ناله ی آن مادر جوان داده
که پاره های دلش را به آسمان داده
دوباره آمده ام تا بمیرم و بروم
مسیر خون کسی را بگیرم و بروم
به آسمان که رسیدم سلام خواهم داد
سلام بر گل روی امام (ره) خواهم داد
امام(ره) رونق دل ها و قوت جان بود
پل وصال میان خدا و انسان بود
دوباره یاد شهیدان مرا می آشوبد
کسی درون سرم توی سینه می کوبد
حسینیه ست دلم در هوای سینه زنی
صدای سنج می آید، صدای سینه زنی
و اسم اعظم عشق است، تشنه لب در خون
و ذکر نام اباالفضل(ع) با ادب در خون
کسی نشسته به منبر، دلاوری آزاد
رضا به داده حق داده، هر چه باداباد
مرا راها نکن ای شعر تازه ! ای غم عشق!
مرا ببر به تب و تاب یک محرم عشق
کجایی ای قمر قافله ! کجایی مرد؟!
غیور مرد ِ خدا، آشنا به ندبه و درد !
ستون محکم این خیمه گاه اهل ِ ولا !
شهید پرور جهرم ! مربّی شهدا!
حماسه ساز مسلم ! بسیجی گمنام !
ستم ستیز ولایی ! مرید راه امام !
بلوغ باور مردم ! مبلغ توحید !
هنوز معتقدم مثل تو نخواهم دید
تو نیستی که مرا با خودت سفر ببری
مرا به عمق جهان های تازه تر ببری
رجز بخوانی و از شقشقیّه دم بزنی
به تیغ ِ لحن و کلامت رگ ستم بزنی
و پای منبر تو هِی شهید قد بکشد
و نخل ِ قامت و سرو رشید قد بکشد
تو باغ گل بودی، هر چهار سویت گل
صفای چهره ا ت آیینه، خلق و خویت گل
همیشه نام تو آقا شناسنامه ی ماست
و خاطرات بلند ِ شما ادامه ی ماست
هنوز در دلمان جرات خطر داریم
برای تیغ شهادت هنوز سر داریم
همیشه گوش به فرمان رهبریم در عشق
اشارتی بنماید همه خبرداریم
بگو به خصم، بیاید اگر جگر دارد
خدا به خیر کند گر سلاح برداریم
هنوز عاشق سر بند فاطمه هستیم
همیشه در ره مولا سر ِ سفر داریم
کفن بیار که دارم حماسه می خوانم
کفن بیار که ما جرات خطر داریم
هوای شهره ی ضرب المثل شدن باماست
حماسه ساز ترینیم و صد هنر داریم
خداکند که بیاید کسی که آمدنی است
دو چشم در ره ِ آن غایب از نظر داریم
بلوغ باور ما ! السلام یا مهدی!
گل بهار خدا ! السلام یا مهدی!
شعر : عبدالرضا کوهمال جهرمی

کانون فرهنگی هنری سلاله پاکان شهرستان جهرم
مرکز حفظ، تنظیم و نشر آثار آیت الله آیت اللهی
برچسبها: هوای تشنه لبی, عبدالرضا کوهمال جهرمی, یادواره شهدای کوی علی پهلوان, سلاله پاکان
.: Weblog Themes By Pichak :.
