یزید لعنت الله علیه

در برخی کتب آمده است: یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام می‌کنم کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر می‌برد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند.

یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می‌کشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد.

یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر مرا احترام می‌کنی! آن اعرابی گفت: ای برادر تو کیستی؟ گفت: من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم. اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی(علیهماالسلام) هستی ای دشمن خدا و رسول خدا.

اعرابی خشمگین شد و شمشیر یزید را گرفت تا بر سر یزید بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد، اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت می‌گرفت و یزید را بر زمین می‌کشید، آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود.
📗 لهوف، سید بن طاووس

اللهم العن یزید خامسا
۱۴ ربیع الاول سالروز به جهنم واصل شدن یزید بن معاویه مبارک باد .

کانون فرهنگی هنری سلاله پاکان
مرکز حفظ، تنظیم و نشر آثار آیت الله آیت اللهی


برچسب‌ها: ماجرای قتل یزید, قال رسول الله, 14 ربیع الاول, اللهم العن یزید

تاريخ : شنبه دهم آبان ۱۳۹۹ | 0:55 | نویسنده : کانون فرهنگی سلاله پاکان شهرستان جهرم |